خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

گره زدن چندتا سبزه طبیعت رو از بین نمیبره، انداختن یدونه ماهی کوچولو در تنگ آب حیات وحش رو از بین نمیبره. یه دروغ مصلحتی مشکلی پیش نمیاره … یه …

همه چیز (خوب یا بد) از یه دونه چیز کوچولو شروع میشه . وقتی قرار باشه گره زدن سبزه ،گره زندگی رو باز کنه لابد شکستن چندتا شاخه ی کوچیک درخت برای روشن کردن آتش هم اشکالی نداره ، بریدن درخت هم میشه بدون اشکال و یک دفعه میبینیم که تبر اره برقی دستمونه و داریم همه چیز رو میبریم. چه خوب بود که به جای فرهنگ سبزه گره زدن برای باز شدن بخت بهمون یاد داده بودن گل بکارید تا گل از گل زندگیمون باز بشه .

چه خوب بود حداقل در کنار فرهنگ حبس کردن و زندانی کردن ماهی های قرمز بهمون یاد میدادن بردن ماهی به برکه و آزاد کردن اون باعث آزاد شدن روح و روانمون میشه. فرهنگ و آداب و رسوم ها شاید به نظر چیز مهمی نباشه ،اما شخصیت ما با این رسوم و عادت ها ساخته میشه . کشتن گوسفند گره زدن سبزه حبس کردن ماهی آتش زدن شاخه ها، آداب رسوم و سنن ما رگه هایی از حبس و خراب کردن داره به نظر شما اینجوری میشه از ساختن و آزادی صحبت کرد؟!

ایران در سال جدید

شکار بسیجی

خوندن مطالب این وبلاگ خالی از لطف نیست ،شاید این نطفه های آغاز یک خشونت کور و بی هدف باشد که چاره را در ترور نیروهایی میداند که به خودی خود کاره ایی نیستند .

 

سبزها سال جدید را سال آگاهی تا رهایی نامیده اند ،اما در آن سوی میدان سید علی خامنه ایی پادشاه مذهبی ایران که از او به عنوان مقام معظم رهبری یاد میکنند ،سال جدید را سالی برای جهاد اقتصادی میداند. و این نامگذاری میتواند نشانه هایی از کاستی ها و شکست های طرح های اقتصادی محمود احمدی نژاد باشد.

اکنون آگاهی در میانه 2جهاد قرار گرفته .

باید دید در سال جدید کدام یک از گروه ها در جذب افکار عمومی جامعه ی چندصدایی ایران موفق خواهند بود. آیا بازهم رژیم حاکم در سایه فشارهای زندگی شهری و با کمک توده های خارج از شهرهای بزرگ و پوپلیست مذهبی و اجتماعی پایه های قدرت خود را تثبیت میکند یا رهبران جنبش سبز با کمک هواه دارن شهر نشین و قشر متوسط اجتماعی جایگاه رهبری نظام را به چالش میکشند؟!

 

پرزیدنت اوباما اینبار مسیر پیام نورزوی خود را از سوی زمامداران حاکم به سمت مردم ایران متوجه ساخته و میگوید “در کنار مردم ایران خواهد بود”.  آیا او به راستی در کنار مخالفان رژیم خواهد بود؟! سطح این همراهی تا کجاست؟! آیا او به حمایت کلامی و معنوی بسنده میکند یا حاضر است بسترهای مناسبی را برای معترضین و مخالفین به وجود بیاورد؟! یا اینکه لابی های ایرانی دولت محمود احمدی نژاد  ،پرزیدنت برک اوباما را به مماشات و نرمی در مقابل تهران ترغیب میکنند؟!

 

اما بدون شک یکی از رویدادهای مهم سال جدید شمسی  ،انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهد بود. این اولین انتخابات بعد از اعتراضات و آشوب های دوسال قبل خواهد بود.

استراتژی اصلاح طلبان که اکنون بخش مهمی از نیروهای جنبش سبز را تشکیل میدهند چه خواهد بود؟! آیا بار دیگر در  انتخابات شرکت میکنند و مشروعیت و کلیت نظام حاکم را تائید میکنند و یا تجربه شکست خورده ی تحریم را تکرار میکنند؟! آیا از نیروهای طراز اول خود استفاده میکنند  تا  بتوانند از رد صلاحیت  آنها به عنوان اهرم فشار استفاده کنند و یا چهره های ناشناخته  را به کارزار انتخاباتی روانه میکنند؟! آیا انتخاب مردم شهرهای کوچکتر تابعی از شهرهای بزرگ مثل تهران و تبریز خواهد بود یا همچنان بر روال انتخابات گذشته ،انتخاب آن ها در تقابل با شهرهای بزرگ خواهد بود؟!

 

در آن سوی میدان گروه ها و احزابی که خود را ملتزم به ولایت و رهبری  آیت الله خامنه ایی میدانند چه مدلی را مد نظر خواهند داشت؟! آیا در جبهه ایی متحد وارد میشوند یا اینکه انتخابات را به محلی برای نشان دادن اختلافات خود تبدیل میکنند؟!

آیا در این انتخابات حامیان رادیکال محمود احمدی نژاد و طرفداران محافظه کار علی لاریجانی در مقابل یکدیگر قرار خواهند گرفت؟!

آیا رقابت بین مثلث احمدی نژاد قالیباف و لاریجانی شکل خواهد گرفت؟! آیا رقابت این سه دوست تاکتیکال قدیمی به یک رقابت استراتژیک تبدیل میشود؟! آیا احمدی نژاد و قالیباف مثل کروبی و مهدوی کنی که دوستان متحد در حزب جمهوری اسلامی بودند و بعدها دو تشکل تاثیر گذار چپ و راست را در جمهوری اسلامی تاسیس کردند  ، این بار نیز دو تشکل جدید را به وجود خواهند آورد و  دموکراتیک و یا شبه دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی را به جهانیان ثابت خواهند کرد؟! و آیا این رقابت تنور انتخابات را گرم میکند و آیا این رقابت به ابزاری برای کسب وجهه و تثبیت موقعیت نظام حاکم در عرصه ی بین المللی تبدیل خواهد شد و یا اینکه تئورسین های جنبش سبز آن را به فرصی برای زیر سوال بردن نظام حاکم تبدیل خواهند کرد؟!

به نظر میرسد انتخابات پیش رو اولین محک  و افکار سنجی گسترده  و علمی به دور از هیجانات دو سال گذشته خواهد بود.

 

به هر حال ،اقلیت نخبگان ایرانی همواره آرمان خود را مردم سالاری ،دموکراسی و تعیین هیئت حاکمه برابر با رای عموم مردم میدانند.

باید چشم به راه  انتخاب عموم مردم باشیم ،آیا انتخاب و علاقه مندی های عموم مردم ایران با دلمشغولیات و انتخاب های طبقه ی روشنفکر ایرانی یکی خواهد بود؟! آیا ناراضیان و روشنفکران طی دو سال گذاشته و در سایه محدودیت های  شدید حکومت توانسته اند با عموم مردم صحبت کنند و یا به عبارتی دیگر آیا بین آن ها و عامه ی مردم زبان و فرهنگ مشترکی حکمفرما بوده است؟!

 

پاسخ این سوال و صدها سوال دیگر در گرو روزها و ماه های آینده خواهد بود.

 

ایران بانو

دلگیرم از همه چیز و همه کس ،دلگیرم از شهر دروغ دلگیرم از عوام فریبی دلگیرم از جهلی که مثل خوره مثل عافت و مثل طاعون به سرتاسر تاریخ و زندگی خودم و همشهریانم افتاده. دلگیرم از بی تفاوتی ها از بی خیالی ها دلگیرم از هیجانات تند و زودگذر دلگیرم از ساده گی ها دلگیرم از تکبر و خود برتر بینی ها دلگیرم از خشونت و فحاشی ها دلگیرم از ریلکس بودن و آرام بودن ها از یک بعدی بودن ها. از این شهر دروغ و حماقت دلگیرم.

دلگیرم … دلگیرم از زبانی که به وقت سخن خاموش است و به وقت سکوت حراف میشود.

دلگیرم از کم بودن شمار آنان که میهن دوست هستند و دلگیرم از پرشمار بودن لشکر دشمنان جاهل و خودپرست. دلگیرم از آنان که خود را نماینده خدا میدانند و دلگیرترم از آنان که دن کیشوت وار به خدا حمله میکنند. آیت الله خامنه ایی اوباما احمدی نژاد همه و همه برای مردم پیام تبریک میفرستند همه میگویند به فکرمردم و در کنار مردم هستند.

اما من خوب میدانم که نه خامنه و نه اوباما و نه میرحسین و نه احمدی نژاد و نه هیچ سیاستمداری با ما و با مردم رو راست نیست. همه و همه به جستجوی قدرت و منافع حداکثری هستند . …

بیچاره ایران بانو ، باید دروغ بشنود باید فریب و ظلم ببیند و به خاطر سلامت فرزندانش لام تا کام حرف نزند

آی .. بیچاره ایران بانو

سبزهای دروغگو

اردشیر امیرارجمند به رادیو فردا گفت: «بعد از تحقیقات زیادی که صورت گرفت، هم‌اکنون به عنوان یک خبر موثق، این دو بزرگوار به همراه همسرانشان توسط مقامات عالی کشور و به دستور آنها به زندان حشمتیه منتقل شده‌اند.»

برپایه گزارش وب‌سایت کلمه طبق «اخبار موثق»، انتقال موسوی و کروبی به همراه همسرانشان به زندان قطعی است.

خبرگزاری فارس میگوید آن ها در خانه ی خود هستند و دختران میرحسین موسوی در پاسخ با قاطعیت میگویند:

«ما فرزندان دکتر رهنورد و مهندس موسوی تکذیب خبر بازداشت و انتقال آنها را به زندان حشمتیه ، که توسط برخی سایت‌های دولتی در واکنشی شتابزده به این خبر پخش شد، به شدت رد می‌کنیم.»

 

و امروز سایت کلمه از خوانندگان خود عذر خواهی کرده و میگوید میرحسین و همسرش به زندان حشمتیه منتقل نشده اند و در خانه ی خود میباشند و به خانواده و نزدیکان خود دسترسی دارند.

من هم با شما موافقم که ایجاد محدودیت و حصر خانگی نیز به نوعی زندانی شدن هست، اما چرا به دروغ گفتید آقایان به زندان منتقل شده اند ، چرا فضای جامعه را با التهاب کاذب پر کردید؟!

این همه دروغ برای چیست؟!

به چه چیزی میخواهید برسید؟!

آیا با بی اخلاقی میتوان آرمان های اخلاقی را به دست اورد؟!

 

لینک های مرتبط:

میرحسین، کروبی و همسرانشان در زندان حشمتیه

میرحسین و همسرش در حصر خانگی

حكومت بومي

بدون توضيح خاصي شما را به خواندن دو متن از شهرنوش پارسی‌پور دعوت ميكنم و يك سوال، آيا ما به دنبال دموكراسي هستيم يا در جستجوي يافتن و به دست آوردن گونه هاي مختلف و دگرديسي شده ايي از ديكتاتوري هستيم؟!

غربی‌ها ۹۹ درصد اختراعات و اکتشافات جدید را انجام داده بودند، اما ما به دلایل پرشمار تاریخی و جغرافیایی از مسیر شرکت در این تحولات بیرون مانده بودیم. ما دچار این توهم شده بودیم که اگر نظام جمهوری را جانشین پادشاهی کنیم ناگهان همه‌ی کارها درست خواهد شد. این درحالی بود که بدنه‌ی اصلی جامعه در رقم ۷۰ درصد ابداً آماده‌ی چنین تحولی نبود. همین بدنه است که در رفراندوم: جمهوری اسلامی، آری یا نه، پاسخ آری داد، بی آن که یک لحظه اندیشیده باشد این یعنی چی.

حکومت‌های سلطنتی خجول

خانواده‌ی میانگین

 

نوروز در راه است و از دير باز مردم در روزهاي پاياني سال به خريد عيد مشغول ميشوند و كوچه و خيابان مملو از مردماني ميشود كه براي خريد از خانه هايشان بيرون آمده اند.

رهبران جنبش سبز گويا تصميم گرفته اند از اين ازدحام مردمي استفاده ي ابزاري بكنند و بدون در نظر گرفتن اخلاق و بدون در نظر گرفتن امنيت و جان مردم ميخواهند از هر وسيله و مناسبتي براي بلوا و اغتشاش سوء استفاده بكنند.

به اين اميد كه در شلوغي ها گلوله ايي رها شود ،گاز اشك آوري شليك شود ولوله ايي بر پا شود و زن و مرد يا كودك يا پير سالخورده ايي زير دست و پا له و خفه شود و در نتيجه آن ها بتوانند به كرسي و صندلي قدرت نزديك تر شوند. ميخواهند با خون مردمان و شهروندان شاه راهي به سوي قدرت پيدا كنند و  در اين ميانه بدا به حال ما شهروندان كه به رايگان به تشنگان قدرت سواري ميدهيم. و با روياي هويج آواي «خر برفت و خر برفت» سر داده ايم.

من با اعتراض مدني مشكلي ندارم و موافق آن هستم ، با دموكراسي و مردم سالاري نيز مشكلي ندارم. اما دروغ گويي و عوام فريبي را نميپسندم چه از جانب ميرحسين باشد يا از جانب رضا پهلوي.

 

مگر قرار نبود در بهمن از انقلاب مردم مصر  و تونس حمايت كنيم؟!

راستي ،تاريخ تولد ميرحسين چه روزي است ؟! هفت فروردين يا ده اسفند؟!

تجربه به من ميگويد كه ميرحسين ،كروبي و يارانشان در طي روزهاي بعد از مناظره ي ميرحسين و احمدي نژاد به اين باور رسيده اند كه دروغ گره گشاي كار آنان است.

كمي انديشه كنيم دعوت و تشويق به آشوب و خونريزي چه نتايجي را در بر خواهد داشت ؟!

 

اين براي من يك سوال بزرگ است كه از درون رحم شعار ،هيجان و شور آفريني منهاي شعور چه نوع حكومت و سيستمي متولد خواهد شد؟!

 

آخ …آخ … ،يِهو  ياد ضبط كاست قديمي افتادم كِ  باهاش نواراي جينگولِ مستون گوش ميدادم.

معين…حميرا…ايرج ميتيان…

و اين آخر ماخرا عاشق پرشكسته و مخالف حكومت شده بوديمو فرهادو داريوش گوش ميداديم.

دلم مثهِ دلت خونهِ شقآيق

چشآم دريآي بارونهِ …آخ شقآيق

اَ…يَ يَ دِلهِ غافل نفَميديم چ ِ جوري گُذَشتو چ ِ جوري پير شديم!

*               *               *               *

الان كِ ديگِ مثِ اون قديما نيس يِ نوار بگيريم  يِ هفته گوش بديمو يِ دل سير حال بوكونيم.

همه چي «ايم پي تيري» شده… ،سي دي ميگيري توش سيصدتا آهنگِ…،نكس برو بعدي …برو

بعدي…بعدي…،آخرشم هيچ نميفهمي چي چي بودو چي چي نبود!

 

كتاب ميخواي بخوني… باس بري دانلود كني…

اونم»ايم پي تيري شده» ،اسمشم گذاشتن آكروبات…يِ خروار كِتاب مِتاب دانلود ميكني…

همش كپي پيسسست… ،هركدومو دو خط ميخوني…ميري بعدي… نكس برو بعدي … برو بعدي…

 

اون موقعه ها …يِ مملكت بودو يِ خدا پيغمبر…

اونم سگ مصب»ايم پي تيري» شده… ،صدتا فرقه تو مملكت راه انداختن

هركي واسه خودش دوكون دفتر عرفان و خدا و اين فنس بازيا راه انداخته…

يِ روز اين كلاس آرامش بخش…يِ روز ديگِ اون كلاس…

يِ روز كِلاس انرژي كيهاني،…يِ روز مود هندي بازيو  اوشو پرستي… يِ روزم بودا پرستي …

اينم نكس كن كلاس بعدي…خداي بعدي…عرفان بعدي…برو بعدي… بورو…برو…بعدي

 

آقا دوس دختر پسرا رو بگو دادا…عشقو بگو…  «چون به عشق آيم خجل مانم از آن»

يِ كوچه بود يِ محله بود  يِ خونه حياط دار بود… با يِ دختر همسايه

آي …آي … اَنترو مَنتر تو كف بوديم واسِ يِ نگاه دزدكي و يه سلام كوچولو موچولو

حالا چي…؟! اول از پايين رفيق ميشن بعدا از بالا!

با اين دو كلوم لاس… با اون يِ ماچ .. اون يكي دوتا گاز .. اون يكي نيمچه فشار…

آخرشم نَ دختره ارضاي جنسي روحي ميشه و نه پسره .. . سرگردون… پر از استرس.. پر از شكايت…

 

هر كودومشون از يِ طرف ميره دنبال آهنگ جديد…،كتاب جديد …،خداي جديد …

اونم چي…!!! همش «ايم پي تيري»

نَ آهنگو كامل گوش ميدهِ…،نَ كتابو تا آخر ميخونه…،نَ خداي دَس سازشو دُرُس ميپرسته…

فقط نكس ميكنه ميره بعدي…بعدي…ب ع د ي . . . .  . !

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.